نامه ها + شعرهاي عاشقانه + حرفهای دل
شعرها و نامه هاي عشقي و حرفهای دل یه عاشق 

گرفتاری من اینه که قلبی مهربون دارم

شکستیش بارها اما هنوز نام و نشون دارم

گرفتاریم از اینه که خطا کردی و بخشیدم

یه عالم پیش چشمم بود ولی تنها تورو دیدم

تموم مشکلم اینه که میمیرم بدون تو

عزیزم هستی و جونم آخه بسته به جون تو

من تنها خواهشم اینه تو باشی در کنار من

میسازم با غم پاییز اگه باشی بهار من

هرجور می خوای دلم رو بسوزون هرجور میخوای اسب دلو بتازون

خسته نمیشم عاشقم یه عاشق همراز من شده گل شقایق

کاشکی کمی هم بد بودم سیل اشکامو سد بودم

کاشکی منم مثل تو رنجوندنو بلد بودم

نه اینکه با رنگی پریده عاشق مستند بودم

نزد عاشق غم دل بیش و کم شیرینه نغمه بانگ طرب زیرو بمش شیرینه

بادی عشقو جنون با همه ی سختی هاش

گر به مقصد برسه پیچ و خمش شیرینه

[ ] [ ] [ ]

تو رو کجا گمت کردم ، بگو کجای این قصه
که حتی جوهر شعرم ، همینو از تو میپرسه
که چی شد اون همه رویا ، همون قصری که میساختیم
دارم حس می کنم شاید ، من و تو عشق و نشناختیم

میون قلبای امروزی ما ، نیمدونم چرا نمیشه پل بست
مثل دو ماهی افتاده بر خاک ، به دور از چشم دریا رفتیم از دست

به لطف و حرمت خاطره هامون ، نگو همیشه یاد من می مونی
که نه مثل اون روزای دورم ، نه تو دیگه برای من همونی
بذار جز این سکوت سرد لبهات ، برام چیزی به یادگار نمونه
بذار تا نقطه پایان این عشق ، مثل اشکی بشینه روی گونه

میون قلبای امروزی ما ، نیمدونم چرا نمیشه پل بست
مثل دو ماهی افتاده بر خاک ، به دور از چشم دریا رفتیم از دست

تحمل می کنم غیبتو ماهو ، میدونم نیمه همدیگه هستیم
نشد پیدا بشیم تو متن قصه ، به رسم عاشقی هر دو شکستیم

میون قلبای امروزی ما ، نیمدونم چرا نمیشه پل بست
مثل دو ماهی افتاده بر خاک ، به دور از چشم دریا رفتیم از دست



[ ] [ ] [ ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ
امکانات وب